محمد مفيد مستوفى بافقى
158
جامع مفيدى ( فارسى )
امجد سيد ركن الدين محمد بود و به گچ سفيد بود به كاشى تراشيدهء الوان تزيين نمود [ 132 ب ] و در كتابه سورهء « إِنَّا فَتَحْنا » ثبت فرمود و در شاهنشين گنبد مقصوره محرابى از مرمر به كار گذاشت و در پيش طاق صفه « دوازده امام » به كاشى مثبت ساخت و بر بالاى شرفهء طاق آيهء كريمهء « وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » به كاشى نيز بنوشت . در زبان خاص و عام آن ديار مذكور است كه چون شاه نظام اراده نمود كه گنبد مقصوره و صفه را به كاشى منقش سازد و در كتابه سورهء « إِنَّا فَتَحْنا » ثبت نمايد به جهت نوشتن كتابه از مولانا بهاء الدين هزار اسب كه سرآمد خوشنويسان آنزمان بود التماس نمود . مولانا كه در آنوقت سن شريفش از هشتاد متجاوز شده بود تعهد آن اثر نمود . در همانشب در عالم رؤيا به خدمت سرخيل انبيا و اشرف اصفيا اعنى حضرت با رفعت خاتم المرسلين صلواة اللّه و سلامه عليه و آله مشرف گشته آن حضرت او را به نوشتن كتابه امر فرمودند . او ضعف باصره و رعشهء دست را عرض نمود . [ 133 الف ] حضرت قلمى تراشيده به او شفقت فرمودند . چون از خواب درآمد قلم را در دست خود يافت و به خدمتى كه مأمور شده بود قيام نمود ، و الحق چنان نوشته كه خوشنويسان از مشاهدهء آن انگشت تحير به دندان دارند . و بريمين صفه و گنبد مقصوره جماعتخانهء عالى بنا فرمود كه از رفعت فلكفرسايش خيمهء مينافام سپهر خجل گرديده و [ از ] لطافت ابنيهء رفيعش قصر خورنق پردهء احتجاب بر رخسار كشيده ، شعر : قبهء افلاك پيش طارمش نامرتفع * روضهء فردوس پيش ساحتش نادلپذير آسمان را از فروز سقف مرفوعش مدار * اختران را بر حريم صحن ميمونش مسير